چکیده : استدلال فقهی با هدف کشف سخن صحیح یا دستیابی به حجتی از قول معصوم(ع) صورت میپذیرد. در این فرآیند، فقیه قابل اعتماد کسی است که بتواند با ارائه چینشی صحیح و منطقی، به تحقق فضایی مطلوب در عرصه فقه بینجامد. سنت به عنوان بزرگترین منبع قابل اتکا در این مسیر، جایگاهی محوری دارد؛ از این رو، انجام اعتبارسنجی دقیق برای تشخیص روایات معتبر از غیرمعتبر، ضرورتی انکارناپذیر است. انگیزه این پژوهش، پاسخ به اشکالاتی است که به روش حدیثپژوهی مرحوم شیخ انصاری وارد شده است؛ و حاکی از تعارضی میان اصول و فقه ایشان است. هدف، رفع این تعارض و تبیین روشی صحیح در مسیر استدلال فقهی است. در این میان، مسئله اعتبارسنجی روایات از محورهای قابل بحث و بررسی است. یافته ها حاکی از آن است که شیخ انصاری با پذیرش رویکردی صحیح و ریشهدار از نگاه قدما، کوشیده است روش استدلال و تمسک به روایات را بر پایهای استوار بازتعریف کند. این در حالی است که فضای حاکم بر حوزه شیعه در دورههای متأخر، عمدتاً اصولی بوده و بر اعتبارسنجی روایات متمرکز شده است. شاهد مهم این مدعا، بهکارگیری همین شیوه در آغاز کتاب «مکاسب» و نیز در استدلال به «روایت تحف» توسط ایشان است.
بدون نظر! اولین نفر باشید